دوشنبه 2 شهریور 1405

کارشناس مسائل سیاسی،گفت: آنچه امروز در قالب تهدید، فشار علیه جمهوری اسلامی ایران دنبال میشود، صرفاً یک تقابل مقطعی یا واکنشی نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد بلندمدت است.
بازدیدها: 2
کارشناس مسایل سیاسی گفت: آنچه امروز در قالب تهدید، فشار و اقدامهای خصمانه از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران دنبال میشود، صرفاً یک تقابل مقطعی یا واکنشی نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد بلندمدت برای مهار قدرت منطقهای ایران، محدودسازی نفوذ راهبردی و تغییر محاسبات امنیتی تهران در معادلات بینالمللی است.
ناصر سوادیپور در گفتوگو با خبرنگار پایگاه اطلاعرسانی «صدای دشت آزادگان» با اشاره به ریشههای دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، بهعنوان یک بازیگر مستقل، اثرگذار و تعیینکننده در معادلات منطقهای ظاهر شده و همین مسیله، برای جریانهای سلطهگر و رژیم صهیونیستی که بر پایه موازنههای تحمیلی و برتریطلبی شکل گرفتهاند، قابل پذیرش نبوده است.
وی افزود: مسیله اصلی آنان با ایران، صرفاً یک اختلاف سیاسی یا دیپلماتیک نیست، بلکه نگرانی عمیق از قدرتیابی جمهوری اسلامی در حوزههای دفاعی، موشکی، ژیوپلیتیکی و نیز نفوذ فکری و راهبردی در منطقه است؛ به همین دلیل، هرگونه فشار، تهدید یا حمله احتمالی را باید در چارچوب تلاش برای جلوگیری از تثبیت جایگاه ایران در نظم امنیتی غرب آسیا تحلیل کرد.
کارشناس مسایل سیاسی با بیان اینکه رژیم صهیونیستی ایران را مهمترین مانع در مسیر تحقق اهداف امنیتی خود میداند، تصریح کرد: از نگاه تلآویو، ایران تنها یک کشور عادی در منطقه نیست، بلکه قدرتی است که توانسته معادلات امنیتی تحمیلی را برهم بزند و با ایجاد بازدارندگی، اجازه ندهد رژیم صهیونیستی بدون هزینه به سیاستهای توسعهطلبانه خود ادامه دهد؛ از این رو، اقدامات خصمانه این رژیم علیه ایران، بیشتر از آنکه نشانه قدرت باشد، بیانگر اضطراب راهبردی و هراس از آینده است.
وی ادامه داد: آمریکا نیز در این میان، بهدنبال حفظ هژمونی خود در منطقه و جلوگیری از شکلگیری یک قدرت مستقل و تأثیرگذار است که بتواند در برابر نظم مورد نظر واشنگتن ایستادگی کند؛ بنابراین، فشارها علیه ایران را باید بخشی از سیاست مهار، فرسایش و محدودسازی توانمندیهای ملی کشور دانست.
سوادیپور با تأکید بر اینکه حمله مستقیم به ایران با هزینههای بسیار سنگین همراه خواهد بود، گفت: واقعیت این است که ایران با توجه به وسعت جغرافیایی، عمق راهبردی، توان بازدارندگی و ظرفیت پاسخگویی منطقهای، هدفی نیست که بتوان با یک حمله ساده و محدود، آن را از صحنه تحولات حذف کرد؛ به همین دلیل، دشمنان ایران عمدتاً بهجای ورود به جنگی تمامعیار، به راهبردهای ترکیبی همچون فشار اقتصادی، عملیات روانی، تهدید نظامی، خرابکاری و جنگ نیابتی روی آوردهاند.
وی افزود: آنچه در صحنه امروز مشاهده میشود، بیش از آنکه جنگی آشکار باشد، نوعی جنگ زیر آستانه و فرسایشی است که با هدف ایجاد اختلال در امنیت ملی، تضعیف انسجام داخلی و القای ناامنی طراحی شده است؛ اما تجربه تاریخی نشان داده که ملت ایران در برابر اینگونه فشارها نهتنها عقبنشینی نکرده، بلکه با انسجام، هوشیاری و اتکا به توان داخلی، مسیر پیشرفت خود را با قدرت ادامه داده است.
این کارشناس مسایل سیاسی با اشاره به اینکه دشمنان ایران از ناکامی در تحقق اهداف خود، به عملیات رسانهای و جنگ ادراکی نیز متوسل شدهاند، تصریح کرد: یکی از اهداف اصلی آنان این است که فضای ذهنی جامعه را دچار التهاب کنند و از این طریق، هزینههای امنیتی و روانی را افزایش دهند؛ در حالی که ملت ایران بارها نشان داده در بزنگاههای حساس، با بصیرت و وحدت، اینگونه توطیهها را خنثی کرده است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: چرایی دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران را باید در یک جمله خلاصه کرد و آن، ناتوانی آنان از پذیرش ایرانِ مستقل، مقتدر و تأثیرگذار است؛ ایران امروز نهتنها در حوزه دفاعی و امنیتی به جایگاه بازدارنده رسیده، بلکه در عرصه سیاسی و منطقهای نیز به بازیگری تعیینکننده تبدیل شده و همین امر، علت اصلی افزایش فشارها و خصومتهای دشمنان است.
انتهای خبر/