چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

کارشناس برجسته مسائل سیاسی با تاکید بر این، واقعه گفت: این را نقطهعطفی در تاریخ معاصر ایران و یکی از نمونههای آشکار مداخله خارجی در مسیر حاکمیت ملی دانست.
بازدیدها: 0
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ««صدای دشت آزادگان»ناصر سوادیپور در ابتدای گفتوگو اظهار کرد: کودتای رضاخان را حاصل برنامهریزی دقیق بریتانیا برای تثبیت نفوذ خود در ایران پس از جنگ جهانی اول دانست. به گفته او، انگلیسیها که از بیثباتی سیاسی و ضعف دولت قاجار نگران بودند، به دنبال فردی مقتدر و مطیع برای اجرای سیاستهای خود در تهران میگشتند.
وی افزود: که رضاخان، افسر بریگاد قزاق که پیشتر با نیروهای روسی ارتباط داشت، توسط نمایندگان سیاسی بریتانیا شناسایی و مورد حمایت قرار گرفت. «حرکت ستون قزاق از قزوین به سوی تهران بدون هماهنگی با عوامل خارجی ممکن نبود و اسناد تاریخی بهروشنی این دخالت را نشان میدهند.»
کارشناس مسائل سیاسی گفت: کودتا نهتنها مسیر سیاست داخلی ایران را دگرگون کرد، بلکه به تغییر بنیادین در ساختار اجتماعی و نظام حکومتی منجر شد. آنچه در ظاهر تلاش برای نجات کشور از هرجومرج به نظر میرسید، در واقع آغاز تمرکز قدرت در دست شخصی بود که بعداً پایههای حکومت پهلوی را بنا کرد.
وی مطرح کرد: که حمایت بریتانیا از رضاخان تنها به مرحله کودتا محدود نشد؛ بلکه در تثبیت مقام نخستوزیری و سپس سلطنت نیز ادامه داشت. به باور سوادیپور، لندن از طریق سفارت و قراردادهای نظامی و اقتصادی، جریان اداره کشور را زیر نظارت قرار داد تا منافع خود در خلیج فارس و منابع نفتی حفظ شود.
از دید تاریخی، سوادیپور کودتا را اقدامی دوگانه توصیف کرد: از یک سو موجب ثبات نسبی سیاسی شد و از سوی دیگر پایههای استبداد مدرن را بنا گذاشت. «رضاخان با کمک مشاوران خارجی توانست ارتش واحدی ایجاد کند، اما در همان مسیر آزادی سیاسی مردم را محدود ساخت.»
وی اضافه کرد: که سیاستهای بریتانیا در قبال ایران همانند رویکردش در هند و افغانستان بود حمایت از حکومتهای مرکزی قوی اما وابسته. او خاطرنشان ساخت که بسیاری از تصمیمات دولت وقت ایران تا سالها تحت تأثیر همین وابستگی قرار داشت.
در پایان این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: تاریخ باید بر اساس منابع معتبر و اسناد بینالمللی بازخوانی شود. «کودتای انگلیسی رضاخان در حقیقت نهتنها تغییر قدرت بود، بلکه نقطه آغاز رابطهای پیچیده میان استبداد داخلی و نفوذ خارجی است که آثارش هنوز در ساختار سیاسی ایران قابل مشاهده است.»
انتهای خبر/